غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
452
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
كافور اخشيذى دولت او از افق مملكت مصر طلوع كرد و جوهر خادم بدانجانب شتافته بلاد شام را نيز در تحت تصرف آورد و المعز لدين اللّه در سنهء احدى و ستين و ثلاث مائه از افريقيه بمصر رفته آنخطه را دار الملك ساخت و در روز جمعه نوزدهم ربيع الآخر سنهء خمس ستين و ثلاث مائه علم عزيمت بصوب عالم آخرت برافراشت مدت سلطنتش بيست و سه سال و پنجماه بود و اوقات حياتش چهل و پنجسال گفتار در بيان تسخير مصر و شام و حجاز بسعى جوهر خادم و ذكر ارتفاع لواء دولت و اقبال معز بن منصور بن قائم اعاظم علماء اخبار باقلام صحت آثار بر صفحات ليل و نهار مرقوم گردانيدهاند كه چون خاطر المعز لدين اللّه از ضبط ممالك موروثى فراغت يافت ابو الحسن جوهر بن عبد اللّه را كه در سلك غلامانش منتظم بود و به كاتب رومى اشتهار داشت در سنهء سبع و اربعين و ثلاث مائه بغايت تربيت و رعايت سرافراز ساخته با لشگرى گران بصوب اقصى بلاد مغرب فرستاد و جوهر تا ساحل درياى اوقيانوس و جزاير خالدات رفته آنولايات را بتحت تصرف درآورد و مظفر و منصور با غنايم موفور به خدمت المعز لدين اللّه بازگشت بعد از آن خبر فوت كافور اخشيذى و قحط و غلائى كه در ولايت مصر وقوع يافته بود بسمع او رسيد و بوضوح انجاميد كه اگر يكى از اصحاب فرمان با اطعمه فراوان بدانجانب شتابد متوطنان آنديار بقدم اطاعت پيش آمده غاشيه ملازمت بر دوش ميگيرند بنابرآن معز جوهر خادم را با فوجى از سپاه ظفر عطيه و اصناف اطعمه و اغذيه بجانب فرستاد و جوهر در شهور سنهء سبع و خمسين و ثلاث مائه بحشمتى هرچه تمامتر بدان مملكت رسيد و تمامى آن طعامها را بمساكين و فقرا تصدق نمود لاجرم صورت جوع كه در درون مصريان شيوع داشت تسكين گرفت و محبت جوهر مانند دوستى سيم و زر در دلها راه يافته جميع ساكنان آنديار اظهار اخلاص و هوادارى نمودند و جوهر در بستان اخشيذى نزول اجلال فرموده ابواب نصفت و احسان بر روى روزگار طوايف انسان بازگشاد و البسهء سياه را كه شعار عباسيان بود باثواب سفيد تبديل داده در روز جمعه به مسجد جامع شتافت و نام عباسيه را از خطبه افكنده رؤس منبر و وجوه زر را باسم و لقب المعز لدين اللّه مزين و منور ساخت و اين كلمات را بر خطبه افزود كه ( اللهم صل على محمد المصطفى و على على المرتضى و على فاطمة البتول و على الحسن و الحسين سبطى الرسول الذين اذهب اللّه عنهم الرجس و طهرهم تطهيرا و آللهم صل على الائمة الطاهرين ابا امير المؤمنين ) و در جمعهء ثانيه مؤذنان بفرمودهء جوهر در اثناء اذان زبان بكلمهء حى على خير العمل گشادند و در آن روز خطيب در آخر خطبه جوهر را دعا كرد و اين صورت در نظر او مستحسن ننمود و گفت ( هذا ليس رسم موالينا ) و هم درين سال جوهر بموجب اشارت المعز لدين اللّه در ميان فسطاط و مصر و عين الشمس شهرى بنا نهاد و آن را موسوم بقاهره معزيه گردانيد و به اطراف و جوانب